گزارش برگزاری نشست کرسی ترویجی با عنوان «تحلیل رابطه نرخ بهره بانکی، شاخص فلاکت و نرخ باروری کل ایران»
نشست کرسی ترویجی با عنوان تحلیل رابطه نرخ بهره بانکی، شاخص فلاکت و نرخ باروری کل ایران در دانشکده ادبیات و علوم انسانی با حضور جناب آقای دکتر سید رضا میرعسکری عضو هیأت علمی گروه اقتصاد به عنوان صاحب کرسی، جناب آقای دکتر صدرآرا و جناب آقای دکتر صالح طاهری بازخانه( ارزیابان و ناقدان محترم) کرسی و سرکار خانم دکتر نگین بی نظیر به عنوان دبیر جلسه روز دوشنبه 20 مهر 1405 ساعت 11:30 برگزار شد.
دکتر میرعسکری ابتدا به ارائه آماری از وضعیت نرخ باروری کل ایران در یک دوره 50 ساله پرداخت. مقایسه نتایج سرشماری سال 1375با 1365 نشان داد که بیش از نیمی از سطح باروری، صرفاً ظرف 10 سال کاهش یافته است. کاهش از 2/6 تولد به ازای هر زن در سال 1365 به 5/2 فرزند به ازای هر زن در سال 1375، یعنی سریعترین کاهش باروری که برای همیشه توسط کشوری تجربه شده است (آذربخش و دهقانی، 2025). پس از تنها یک نسل، سه چهارم از نرخ باروری در مناطق روستایی کاسته شد و از 1/8 تولد به ازای هر زن در نیمه دهه 1350، به 1/2 تولد به ازای هر زن در سال 1385 رسید، در حالی که برای کشورهای اروپایی، حدود 300 سال طول کشید تا چنین کاهشی را تجربه کنند. نرخ باروی کل در سال 1404 به 36/1 است. دکتر میرعسکری توضیح دادند که کاهش نرخ باروری کل ایران دلایل متعددی می تواند داشته باشد که این پژوهش تأثیر نرخ بهره بانکی و شاخص فلاکت را بر آن بررسی کرده است. در این پژوهش ابتدا ادبیات موضوع پژوهش در حوزه جمعیت، نرخ باروری کل و نظریات رشد اقتصادی مورد بررسی قرار گرفت. سپس با تحلیل آماری متغیرهای پژوهش در حوزه اقتصاد ایران ایده محوری پژوهش تبیین شد. در ادامه داده های آماری در قالب جدول، نمودار، آزمون علیت گرینجر و مدل گشتاورهای تعمیم یافته (GMM) مورد تحلیل قرارگرفت. مبنای ارتباط نرخ رجحان زمانی و نرخ بهره پولی با نرخ باروی کل، نرخ رشد جمعیت و نرخ رشد تکنولوژی دیدگاههای بوهم باورک، نظریه تقاضای موثر و نظریه سرمایه گذاری کینز، نظریه تعادل عموم کلاسیک و نئوکلاسیک مانند والراس و مقالات دلایی اصفهانی و همکاران، طیبی و همکاران و مایکل کرمر است. از دیدگاه بوهم باورک نرخ رجحان زمانی یکی از ریشه های نرخ بهره پولی است که نرخ بهره پولی نیز دارای پیامدهای اقتصادی نامطلوبی است. ازدیدگاه کینز افزایش بهره پولی باعث کاهش سرمایه گذاری، کاهش تقاضای موثر و در ادامه کاهش تولید می شود. کاهش تولید و کاهش عرضه کل اقتصاد منجر به افزایش بیکاری و تورم می شود. در چارچوب نظریه تعادل عمومی نیز اگر برای پول که وسیله مبادله است و نه یک عامل تولید، سهمی از تولید به عنوان بازده (نرخ بهره) درنظر گرفته شود سهم سایر عوامل از جمله نیروی کار که بازده او دستمزد است کاهش می یابد که منجر به کاهش درآمد و قدرت خرید کارگر می شود. در ادامه نشست داوران کرسی آقایان دکتر صدرآرا و دکتر طاهری نقطه نظرات و نقدهای خود درباره مبانی نظری، روش شناسی و نتایج پژوهش بیان کردند. آقای دکتر میرعسکری اذعان داشتند که از جمله سیاستهای مناسب اقتصادی کنترل تورم، بیکاری، شاخص فلاکت و هزینه تأمین مالی (نرخ بهره پولی) است که تسهیل کننده مسیر طبیعی رشد جمعیت و نرخ باروری کل خواهد بود. در بخش پایانی دبیر نشست سرکار خانم دکتر بی نظیر مباحث صاحب کرسی و داوران را جمع بندی کردند.



